رفتن به بیمارستان برای تشخیص زردی
سلام جیگر طلا ببخشید یک کم دیر اومدم تا برات خاطرات اخه من همش به فکر تو هستم و دوست دارم بیشترباهت باشم امروز بردیمت برای اینکه خیالمون راحت بشه زردی نداری اگه بدونی تو دل مامانیچه خبر بود اینقدر ترسیده بودم که رنگم پریده بود ولی بروز نمیدادم با بابا جونی ومن وبابا رفتیم بیمارستان فوق تخصص کودکان بهرامی خدا رو شکر چیزی نبود تو مثل یک گل سرخ قشنگ داشتی رشد میکردی اینم عکسش خواب الود مامانی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



رفتن به بیمارستان برای تشخیص زردی 
